مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
1132
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - آن كيست كه نقاره دارايى حسنش * كوبند سلاطين جهان در همه كشور اين كوه شكوه است كه خواهد كشد از حفظ * اندر ره يأجوج ستم سدّ سكندر شاهى به شكار آمده با صولت بهرام * ما هي به مصاف آمده با طلعت چون حُور روبه نشود هرگز با شير مقابل * ظلمت نكند هرگز با نور برابر گيسوش شبيه است به گيسوى محمّد صلى الله عليه وآله * ابروش قرين است به ابروى پيمبر صلى الله عليه وآله ما را نبود جنگى با ختم رسولان * ما را نبود كارى با آن سر وسرور از قوم چه بشنيد عمر اين سخنان را * از جاى برآشفت وبگفت آن سگ ابتر ذروا عمّا زعمتم وارجعوا عمّا توهّمتم وإنّ هذا عليّ الأكبر في قتله وقتاله الحظّ الأوفر من الجوائز ، ضيّقوا عليه الهزائز ، شعر : كاى قوم به تحقيق بدانيد كه اين نيست * در خاطر خود آنچه نموديد مخمّر نور دل ليلى بود ونخبهء زهرا * از شعبه سلمى بود ودوده هاجر آرام دل فاطمه وشبه رسول است * فرزند حسين باشد ونامش علىاكبر بر وى همه از چهار طرف حمله نماييد * سوزيد ز داغش جگر عمه وخواهر چون لشكر نام علىاكبر را شنيدند وتعريف وى را هم از السنة وأفواه شنيده بودند ، بعضي خود را به كنار كشيدند ، برخى جرأت ميدانش نكردند وجمعى نيز حيفشان مىآمد كه شمشير بر روى همچو جوانى بكشند . چنانچه شيخ مفيد در « ارشاد » مىفرمايد : وأهل الكوفة يتّقون قتله ؛ يعنى : أهل كوفه اجتناب وپرهيز مىكردند از اين كه شمشير بكشند وجوان حسين را بكشند ؛ اما آن فرزند اسداللَّه الغالب كالنجم الثاقب والكوكب الطارق حمله بر ايشان نمود ونيز مانند جد وپدر جنگ نمايان كرد . يصول عليهم حملة اللّيث الغضوب * ويكشفهم عن اليمين والشمال والجنوب وه چه علىاكبرى آن كه چو مهر خاورى * برگذرد ز چرخ اگر هي به تكاور آورد بركذرد ز چرخ وز سمّ سمند تيزتك * شكل هلال واختر وماه مصور آورد درگه رزم رمحش از رامح چرخ بگذرد * نيزهء أو شكست بر گنبد اخضر آورد در كتاب « كنز المواهب » مسطور است كه شاهزاده در هنگام مقاتله ، نقاب به صورت انداخته بود ، يكى از سپاه عمر سعد ، يحيى نام گفت : من در لشكر پسر سعد بودم وتماشاى رزم آن جوان مىكردم ، ديدم نقابى به صورت انداخته وعمامه سحاب بر سر پيچيده وتحتالحنك به گردن بسته ، آتش سوزانى بر كف گرفته وبر بادپاى باديه پيمايى نشسته [ است ] . برقى گرفته بر كف وابرى به پيش روى * ما هي نهاده بر سر وچرخى به زير ران در ميان معركه مىتازد ومرد ومركب * به خاك مىاندازد الحذر الحذر بهگردون -